تبليغاتX
فدايي سيد علي

جزييات حمله قمه به‌دست‌هاي حامي موسوي به خودروي نماينده تهران

مرندي: اين مدنيت است يا توحش سبز؟

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه روز 13 آبان هدف حمله عده‌اي با چوب، قمه و چماق قرار گرفت، گفت وقتي من در اين سطح پايين اهميت باشم و چنين هدف حمله قرار بگيرم، آنگاه افراد سياسي عالي‌رتبه چه ضمانت امنيتي دارند؟

دكتر سيد عليرضا مرندي در گفت‌وگو با خبرنگار ما با بيان اينكه فردي دانشگاهي است و به نوكري نظام افتخار مي‌كند، با تشريح حمله‌اي كه روز چهارشنبه به خودروي وي صورت گرفت، تأكيد كرد: اين افراد با خودروي من چه كار دارند، اگر ايراد سياسي دارند، اين راهش نيست، اين اقدامات توحش است، اين در حالي است كه افراد داراي نمادهاي سبز مدعي مدنيت هستند.

اين نماينده مجلس افزود: مسئولان و سركردگان قوم سبز بايد بگويند از اين نظام و مردم چه مي‌خواهند، اگر آن‌ها اين حركات طرفداران خود را قبول ندارند، چرا اعلام نمي‌كنند، چرا در سايت‌هايشان اطلاعيه نمي‌دهند و از اين افراد تبري نمي‌جويند. اگر هم اين حركات را قبول دارند، بايد پرسيد از چه مدنيتي دم مي‌زنند؟

مرندي با بيان اينكه چنين اقداماتي در كشور بي‌سابقه است، افزود: سركردگان اين جريان در برابر خدا و نظام مسئول هستند و در برابر امامي كه روزي قبولش داشتند و معلوم نيست امروز هم قبول داشته باشند، مسئولند. ادامه اين وضع نگران‌كننده است.

وي هشدار داد: ادامه اين توحش مي‌تواند كشور را بي‌ثبات جلوه دهد و اين همان خواست دشمنان ماست.

روز 13 آبان پس از آنكه جلسه علني مجلس شوراي اسلامي تعطيل شد تا نمايندگان براي حضور در مراسم يوم‌الله ‏13‏ ابان در جمع مردم حاضر شوند، مرندي هم با خودرو قصد داشت خود را به مقابل لانه جاسوسي سابق امريكا در خيابان طالقاني برساند اما به دليل سنگين بودن ترافيك اين نماينده مجلس نتوانست خود را به مراسم برساند براي همين تصميم گرفت به محل كار خود برود.

مطب دكتر مرندي در خيابان ميرزاي شيرازي بين استاد مطهري و پل كريم‌خان واقع است، راننده خودرو قصد داشت از خيابان سرافراز وارد خيابان مطهري شود كه نزديك تقاطع اين دو خيابان، عده‌اي به خودرو حمله مي‌كنند.

مرندي گفت: به اين خاطر كه متوجه شدم، چند نفري در مسير شناسايي‌ام كرده‌اند، سر به زير داشتم تا حتي‌المقدور در ادامه مسير شناسايي نشوم، جايي دوباره كسي نام مرا صدا زد و پس از آن حمله شروع شد. راننده گفت مهاجمان حدود 20‏ نفر بودند.

به گفته وي اگرچه عده‌اي هم بودند كه از مهاجمان مي‌خواستند دست از اين حمله بردارند اما يا مي‌ترسيدند يا از توان‌شان خارج بود كه جلوي آنها را بگيرند.

اين نماينده مجلس اظهار داشت: پس از خاتمه حمله، آثار اجسام برنده و سنگين بر روي خودرو مشهود بود. راننده گفت افرادي را مشاهده كرده كه چاقو و قمه به دست داشته‌اند و بر اثر اين حملات روي سقف خودرو، حدود ‏15‏ نقطه سوراخ شده و كاملاً فرو رفته است. همين اتفاق براي صندوق عقب افتاده و درهاي خودرو هم با اين اجسام آسيب ديده است.

مرندي افزود: افراد مهاجم مرتباً شعارهايي همچون مرگ بر حكومت ديني، راه موسوي ادامه دارد، مرگ بر ديكتاتور و امثال اين‌ها سر مي‌دادند و به رييس‌جمهور هم اهانت كردند. آنها همچنين خطاب به بنده مي‌گفتند مرگ بر ديكتاتور.

وي ادامه داد: در اين جريان، راننده خودرو هم تلاش كرد با اظهار اينكه خودرو شخصي و متعلق به اوست، از ادامه حمله مهاجمان جلوگيري كند اما اين تدبير هم كارگر نيفتاد.

اين نماينده مجلس گفت: پس از مدتي كه از حمله گذشت، تعدادي از موتورسيكلت‌سواران با لباس نظامي آمدند و دور خودرو را گرفتند و گفتند مسير را باز و ما را اسكورت مي‌كنند اما اين امر چند ثانيه‌اي بيشتر طول نكشيد و شايد به خاطر مأموريت مهم‌تري ما را ترك كردند. پس از آنكه آنها رفتند، دوباره حمله شروع شد و به خاطر شكسته شدن شيشه‌ها هر كسي مي‌توانست سر خود را داخل خودرو كند، عده‌اي هم بودند كه از اين جريان فيلم‌برداري كردند و خودرو را به ديگران نشان مي‌دادند.

دكتر مرندي با بيان اينكه پس از اين جريانات از رفتن به مطب خود منصرف شدم و راه منزل را در پيش گرفتم، اظهار داشت: در بزرگراه مدرس هم يكي دو خودرو به تعقيب ما پرداختند و با نزديك شدن به خودرو شعارهايي مي‌دادند اما نهايتاً نزديك به بزرگراه صدر ما را ترك كردند.

وي با اشاره به ميرحسين موسوي و مهدي كروبي تصريح كرد: اين آقايان بايد در درجه اول موضع خود را براي ملت و دنيا مشخص كنند و بگويند آيا ولايت فقيه را قبول دارند و زير پرچم ولايت امر مي‌آيند تا آشوب‌ها ختم شود يا خير، در صورتي كه چنين موضعي نداشته باشند، آنگاه دولت تكليف نابساماني‌ها را مشخص خواهد كرد.

 رجانیوز

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 9:15 |

خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر آمريكا منسى (فراموش) بشود

 

 

 

...نبايد مـا فـرامـوش كنيم كه در جنگ با آمريكا هستيم . ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاى آمريكا، اين تـفـاله هـائى كـه قـالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم ، الان هم هستند. بايد هر يك از ايـنـهـا را شـنـاسـائى كنيد و به دادگاه ها معرفى كنيد، ننشينيد كه باز يك جائى را آتش بـزنـنـد، ايـنـهـا مـى خـواسـتـنـد يـك شـلوغـى بـشـود، يـك انـفـجـارى حـاصـل بـشـود و مردم از صحنه بيرون بروند و ديدند كه خير، عكس شد مطلب مردم ، اين شهادت اسباب اين شد كه همه با هم منسجم بشوند.اين اسباب اين شد كه مشت اين ادعا كن ها كه ما براى آزادى و براى كذا مى خواهيم زحمت بكشيم و بايد اين ملت آزاد باشد و كذا، مشت اينها باز شد كه اينها از چه سـنـخ آزادى مـى خـواهـند، آزادى انفجار، آزادى انفجار اينها مى خواهند، اينها خواستند كه اين مـنـافـقـيـن هـم آزاد بـيـايـنـد تـوى مـردم و بـعـد از يـك سـال ديـگـر بـسـيـارى از جوانهاى ما را منحرف كنند آزادانه و بسيارى از كارهائى كه مى خـواهـند زير جلى انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند. براى اينكه آزادى است ، بى جهت نيست كـه در آن نـطـق هاى با اجتماع زياد روز عاشورا سوت مى زنند و كف مى زنند، امام مظلوم ما بـه شـهـادت رسـيده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى يك نفر آدمى كه با آنـهـا دوست است كف مى زنند و سوت مى كشند و آمريكا را از ياد مى برند. خط اين بود كه اصـلا امريكا منسى بشود. يك دسته شوروى را طرح مى كردند تا آمريكا منسى بشود، يك دسـته الله اكبر را كنار مى گذاشتند، سوت مى زدند و كف مى زدند آن هم در روز عاشورا، خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر آمريكا منسى بشود. و لهذا ديديد كه آن روزى كه اين جوانهاى بيدار عزيز ما اين لانه جاسوسى را گرفتند، اين شياطين به دست و پا افتادند. يـكـى گفت كه اينها خط شيطان هستند و دنبال اين كردند كه ما الان اسير آمريكا هستيم . نه ايـنـكـه نـمـى فـهـمـيـدنـد كـه نـه ، اسـيـر آمـريـكـا نـيـسـتـيـم ، مـى خـواسـتـنـد كه ما را از اسـتـقـلال بـيـرون بـيـاورنـد و بـه دامـن آمـريـكـا بـيـنـدازنـد و قـضـيـه گـرفـتـن ايـن محل جاسوسخانه ناگوار بود براى آنها، براى اينكه پرونده هاى اينها هم ظاهر مى شد، پـيـدا مـى شـد ايـن پـرونـده ها. اينهمه كوشش براى اينكه اينها را رها كنيد بروند، ما در گرو آمريكا هستيم ، اينها را بگذاريد بروند اينهااين جوانهاى عزيز ما كه مى گفتند ما در خـط اسـلام هـسـتيم ، مى گفتند به آنها كه شما در خط شيطان هستيد، خوف اين بود كه اين پـرونـده هـا ظـاهـر بـشـود و ايـن چـهره هائى كه قالب زدند خودشان را، اين چهره ها معلوم بشود كه چطور اشخاصى بودند.

بیانات امام روح الله در جمع اعضاى خانواده هاى شهداى فاجعه 7 تير و اعضاى دفترمركزى حزب جمهورى اسلامى 13 تیر 1360

 

/////////

اول از همه حضور بی نظیر و میلیاردی (!) سبزهای اموی را به هواداران بنی صدر ریشدار تبریک عرض می کنم! بعد از ماه ها برای تبلیغ حضور در روز 13 آبان و حمایت از آمریکای جنایتکار، گرد آوردن جمعیت عظیم و باورنکردنی کمتر از 2000 نفر! از جمعیت 70.000.000 نفری ملت ایران کاری بس عظیم است که تنها از فتنه گران سبز بر می آمد که به نحو احسن این کار خارق العاده را به سرانجام رساندند!!!!! این جماعت نفاق پیشه هم دم از امام روح الله (س) می زنند و هم در مسیر کاملاً متضاد ایشان حرکت می کنند! مرگ بر روسیه می گویند و خواستار برپایی جمهوری ایرانی! هستند، که هر دو مورد، مخالف نظر صریح و قاطع امام است که در همین وبلاگ هم به آن اشاره شد........ هم شعار صهیونیستی نه غزه، نه لبنان سر می دهند، هم دم از شهید همتی می زنند که با قوای محمد رسول الله(ص) عازم سوریه و لبنان شد تا با دشمن صهیونیستی وارد نبرد مستقیم شود آن هم در شرایطی که در ایران با صدام یزید مشغول جنگ بودیم! الحمدالله الذی جعل اعدائنا من الحمقا..... خداوند تبارک و تعالی را شکر می کنیم بابت این لطفش به ما! این منافقان دست روی هر چیزی که می گذارند به راحتی می توان نقیضش را در گفتار و کردار ایشان دید!........ وجود این فتنه گران سبزپوش برای ما با برکت است... ببینید چگونه با گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب، جوانان و نوجوانانی که سالهای اول انقلاب نبوده اند و یا متولد سالهای ابتدایی انقلاب هستند پر شور وارد میدان می شوند و موجب خلق حماسه های با شکوهی مانند انتخابات 22 خرداد و حماسه حضور چهل میلیونی و نماز جمعه 29 خرداد و راهپیمایی روز قدس و 13 آبان و ... می شوند.... همه این ها به خاطر وجود منافقین و تبلیغات استکبار است که موجب می شود جوان ایرانی احساس تکلیف کند و بر خود واجب بداند در صحنه حاضر شود تا انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان نیفتد.....

 بی خیال فتنه گران سبز! .... حضور پر شکوه شما ملت شهیدپرور ایران را تبریک می گوییم جداً راهپیمایی سراسری امسال فوق العاده بود و در تاریخ 30 گذشته سابقه نداشت... جداً مشت محکمی به دهان فتنه گران سبز بخصوص سر دسته اوباش میرحسین موسوی زدید، مرحبا بر غیرتتان.... امیدوارم با این کاهش شدید هواداران فتنه سبز و عدم همراهی خیابانی با اراذل و اوباش سبز پوش، قوه قضائیه از انفعال خارج شود و حالا که بیشتر از  128 نفر از نمایندگان ملت در مجلس هم از میریزید شکایت کردند این منافق را دستگیر و محاکمه و به اشد مجازات برسانند. اگر قوه قضائیه در مقابل سران فتنه یعنی موسوی خوئینی ها، موسوی، خاتمی و کروبی و فرزندان هاشمی سکوت پیشه کند دیگر نمی توانند انتظار این را داشته باشند که ملت ایران به سیستم قضائی ایران اعتماد کند... مردم فریب خورده را دستگیر می کنند اما فریبکار را نه! این یاوه گویان سبزپوش هم دست از مظلوم نمایی بردارند و حنایشان برای مردم رنگی ندارد، به مأموران حفظ امنیت کشور حمله می کنند و ایشان را مضروب و مصدوم می سازند و مظلوم نمایی هم می کنند! منافقان سبز به دو گروه تقسیم می شدند و عده ای خود را بسیجی جا می زدند و به سایر رفقایشان حمله می کردند تا مردم را تحریک کنند تا به خواسته های شوم شان برسند اما با هوشیاری مردم این بازی های احمقانه اشان هم نقش بر آب می شد........

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 8:22 |

تصاویری از راهپیمایی یوم الله ۱۳ آبان و تجمع مقابل جاسوسخانه سابق شیطان بزرگ

 

حاج محمد ابراهیم همت: روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند، زیرا نه آن را می شناختند و نه برایش زحمت و رنجی متحمل شده اند.

این بنده خدا جانبازه و پای مصنوعیش تو عکس قبلی معلومه! نشد یه عکس درست و حسابی ازش بگیرم.......

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 16:21 |

هـان اى مـسلمانان! و مستضعفان ! بپاخيزيد

 

 

هـان اى مـسلمانان جهان ! و مستضعفان تحت سلطه ستمگران ! بپاخيزيد و دست اتحاد به هم دهـيـد و از اسلام و مقدرات خود دفاع كنيد و از هياهوى قدرتمندان نهراسيد كه اين قرن به خـواسـت خـداونـد قـادر، قـرن غـلبـه مـسـتـضـعـفـان بـر مـسـتـكـبـران و حـق بـر باطل است . جهان بايد بداند كه ايران راه خدا را پيدا كرده است و تا قطع منافع امريكاى جـهـانـخـوار، ايـن دشـمـن كـيـنه توز مستضعفين جهان ، با آن مبارزه اى آشتى ناپذير دارد و حـوادث ايـران نـه تـنـها ما را براى لحظه اى عقب نخواهد نشاند، كه ملت ما را در نابودى مـنـافـع آن مصمم تر خواهد كرد. ما مبارزه سخت و بى امان خود را عليه امريكا شروع كرده ايـم و امـيـدواريـم فرزندانمان با آزادى از زير يوغ ستمكاران ، پرچم توحيد را در جهان بـيـافـرازنـد. مـا يـقين داريم اگر دقيقا به وظيفه مان كه مبارزه با امريكاى جنايتكار است ادامه دهيم ، فرزندانمان شهد پيروزى را خواهند چشيد.

آيـا براى مسلمانان جهان ننگ نيست كه با اينهمه سرمايه هاى انسانى و مادى و معنوى ، با داشتن چنين مكتب مترقى و پشتوانه الهى تن به سلطه قدرتمندان مستكبر و دزدان دريائى و زمـيـنـى قـرن بـدهـنـد؟ آيـا وقـت آن نرسيده است كه هواهاى نفسانيه را كنار گذاشته و با يكديگر دست مودت و اخوت داده و دشمنان بشريت را از صحنه خارج و به حيات ننگين ستم بـارشـان خـاتمه دهند؟ آيا وقت آن نرسيده است كه ملت مبارز و غيور فلسطين ، بازى هاى سـيـاسـى مـدعـيـان مـبـارزه بـا اسـرائيـل را شـديـدا مـحـكوم نموده و با سلاح گرم ، سينه اسـرائيـل دشـمـن سـرسـخـت اسـلام و مـسـلمـيـن را بـشـكـافـنـد؟ آيـا مـسـلمانان چه جوابى در مـقـابـل خـداونـد عـظـيـم كـه آنـان را دعـوت بـه اعـتـصـام بحبل الله نموده و از تفرقه و نزاع نهى فرموده است دارند؟ آيا تكليف خود نمى دانند كه از ملت و دولت ايران كه با جهاد مقدس پرچم كفر را سرنگون و پرچم پرعظمت اسلام را برافراشته است پشتيبانى كنند؟

بخشی از پيام امام خمينى به مسلمانان جهان و زائران بيت الله الحرام  15/6/60

لینک مطالب مرتبط با تسخیر لانه جاسوسی آمریکای جهانخوار:

تصاویر دیدنی از فتح لانه جاسوسی آمریكا

اطلاعیه ی شماره 1 دانشجویان پیرو خط امام پس از تسخیر سفارت آمریکا

چرا سفارت‌ آمریكا اشغال‌ شد؟

فرمایشات امام خمینی(ره) پیرامون فتح لانه جاسوسی

موضعگیری‌های‌ ‌حضرت‌ امام‌ خمینی در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی

ناگفته‌هایی از تسخیر لانه جاسوسی

 

وعده دیدار ما ساعت 10 صبح مقابل لانه جاسوسی سابق آمریکای جهانخوار

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 6:59 |

بيانات‌ ولی امر مسلمین در ديدار دانش‌آموزان در آستانه سيزدهم آبان‌

 

 

يكى از وزراى دفاع آمريكا در برهه‌اى، حرف دل آمريكائى‌ها را زد؛ گفت: ما بايد ريشه‌ى ملت ايران را بكَنيم. ملاحظه ميكنيد؛ ريشه‌ى ملت ايران، نه دولت ايران، نه جمهورى اسلامى. درست ميفهميد؛ ميفهميد كه جمهورى اسلامى يعنى ملت؛ مسئولين جمهورى اسلامى يعنى همه‌ى ملت ايران؛ لذا ميگفت بايد ريشه‌ى ملت ايران را بزنيم. اين روش آمريكائى‌ها بود. هر كار هم از دستشان برمى‌آمد، كردند.

سى سال دولت آمريكا عليه نظام جمهورى اسلامى و عليه ملت ايران توطئه كرده، ضربه زده، تدابير گوناگون انديشيده؛ هر كار توانسته كرده. اگر شما فكر كنيد يك كارى بود كه آمريكائى‌ها ميتوانستند بكنند و نكردند، بدانيد كه چنين چيزى نيست؛ هر كار ممكن بوده، كرده‌اند. خوب، شما مى‌بينيد كه نتيجه‌ى اين روياروئى، بالندگىِ هرچه بيشتر ملت ايران، پيشرفت هرچه بيشتر جمهورى اسلامى، قوت روزافزون اين كشور و اين نظام بوده. آنى كه ضرر كرده است، آنهايند.

خنده‌ى تاكتيكى، لبخند و روى خوش تاكتيكى، فقط بچه‌ها و كودكان را فريب ميدهد. يك ملت بزرگ با اين تجربه، و مسئولين برگزيده‌ى يك چنين ملتى، اگر فريب بخورند، خيلى بايد ساده‌لوح باشند؛ يا بايد ساده‌لوح باشند، يا بايد غرق در هوى‌ و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافيت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولين كشور باهوش باشند، دقيق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همه‌ى وجود داشته باشند، گول لبخند را نميخورند.

استكبار يعنى اين. از موضع تكبر حرف زدن با يك ملت، كار را با تهديد پيش بردن؛ اگر چنين نكنيد، چنان خواهد شد. ملت ما هم ميگويد كه ما مى‌ايستيم.

به اين غائله‌هائى هم كه بعد از انتخابات پيش آمد، دل خوش نكنند؛ جمهورى اسلامى قوى‌تر از اين حرفهاست، عميق‌تر از اين حرفهاست، ريشه‌دارتر از اين حرفهاست. جمهورى اسلامى با حوادث بسيار سخت‌ترى هم مواجه شده، كه بر همه‌ى اينها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهائى كه يا ساده‌لوح - حالا هرچه و با هر انگيزه‌اى؛ قضاوت نكنيم - هستند، يا با نيت بد و خباثت‌آلود، يا با نيت نه آنچنان بد، اما همراه با ساده‌لوحى و بد فهميدن قضايا، با جمهورى اسلامى مواجه شده‌اند، اينها نميتوانند براى آمريكا در كشور ما فرش قرمز پهن كنند؛ اين را بدانند: ملت ايران ايستاده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 20:57 |

سردار فاتح لانه جاسوسی شهید محسن وزوایی

 

 

سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

فرمانده محور" محرم" لشگر27محمد رسول الله(ص) در عملیات "الی بیت المقدس"

 

شهید محسن وزوایی در سال 1339 و در شهر تهران متولد شد. پس از اخذ دیپلم متوسطه در سال 1355 و شرکت در آزمون سراسری، ضمن قبولی، رتبه اول کنکور در رشته شیمی را در سراسر کشور به دست آورد؛ سپس وارد دانشگاه صنعتی آریامهر سابق – دانشگاه صعنتی شهید شریف واقفی فعلی – شد. وی که از چهره های شاخص انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه بود، از سال 1356 مسئولیت جهت دهی مبارزات دانشجویی در تهران را به عهده گرفت و در کلیه تظاهرات مردمی از هفده شهریور تا پیروزی و تسخیر پادگان ها در تهران، نقشی اساسی ایفا کرد. در سال 1358 به جهاد سازندگی پیوست و برای فعالیتهای عمرانی راهی مناطق عشایری و محروم لرستان شد. در روز سیزده آبان 1358، او و جمعی از همراهانش تحت عنوان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند. طی مدت حضور در این سفارت، علاوه بر مشارکت فعال در قرائت، دسته بندی و بازسازی اسناد منهدم شده، مسئولیت سخنگویی دانشجویان در مصاحبه با مخبرین خارجی را به علت تسلط بر زبان انگلیسی و سطح بالای معلومات عقیدتی – سیاسی بر عهده داشت.

 

 

 

در تابستان 1359 به عضویت سپاه در آمد. مدتی مسوول گردان مخابرات سپاه بود؛ سپس فرماندهی سپاه مستقر در وزارت پست و تگلراف و تلفن را بر عهده گرفت و اندکی بعد، سرپرستی واحد اطلاعات عملیات سپاه تهران را به وی محول کردند. در اوایل اسفند 1359، گردان 9 سپاه را در پادگان امام حسین علیه السلام تشکیل داد و با سمت فرماندهی این گردان راهی جبهه های غرب شد. در اردیبهشت سال 1360 به همراه غلامعلی پیچک، علیرضا موحد دانش و محسن حاجی بابا، حماسه آفرین نبرد بازی دراز شد؛ نبردی که ستون فقرات ارتش عراق را در جبهه های غرب شکست. پس از آن به فرماندهی سپاه گیلان غرب منصوب شد و در مرحله دوم عملیات در جبهه بازی دراز، در شهریور 1360 شرکت کرد و به شدت مجروح شد. طی حضور در تهران، مسوولیت دفتر ستاد کل سپاه به وی محول شد؛ لکن در بیست آذر همان سال مجدداً به جبهه شتافت و با حضور در عملیات مطلع الفجر، بار دیگر به سختی مجروح گردید.

در هشتم اسفند ماه 1360 با سازماندهی یک گردان رزمی در پادگان ولی عصر (عج) راهی خوزستان گردید و به نیروهای مستقر در "پادگان دوکوهه" ملحق شد. همان جا بود که گردان تحت امر وی به نام گردان "حبیب بن مظاهر" موسوم و خود نیز به سمت فرمانده این گردان منصوب شد. در مرحله اول عملیات فتح المبین، محسن و گردان او موفق به تسخیر ارتفاعات "علی گره زد" و تصرف موضع توپخانه سپاه 4 ارتش عراق گردیدند و  در مرحله چهارم عملیات نیز ضمن تسخیر قرار تاکتیکی سپاه چهارم عراق، شخص "صدام" را تا مرز اسارت پیش برد.

 

 

 

پس از خاتمه نبرد فتح المبین  به تهران بازگشت و در تاریخ پانزدهم فروردین 1361، طی حکمی رسماً به فرماندهی "تیپ 10 سیدالشهدا علیه السلام" منصوب شد. بلافاصله چارت تیپ را آماده کرده، پس از تعیین رده های ستادی آن، بار دیگر به جنوب عزیمت کرد. پس از توافق با حاج احمد متوسلیان، دو تیپ 10 و تیپ 27 محمد رسول الله (ص) در هم ادغام گردید و محسن به سمت معاونت عملیاتی و فرماندهی محور "محرم" تیپ 27 در عملیات "الی بیت المقدس" منصوب شد. سرانجام در سپیده دم روز دهم اردیبهشت 1361 در کنار جاده اهواز – خرمشهر بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن، در خون خود غلطید و کتاب زندگی پر بار و سراسر مجاهده اش با مهر شهادت تأیید شد و به خیل سپاهیان سیدالشهدا، حضرت حسین بن علی علیه السلام پیوست........ 

 

 

 

قسمتی از مصاحبه شهید محسن وزوایی بعد از عملیات دوم بازی دراز :
یک پیام دارم و آن اینکه امت مسلمان ما بداند تا موقعی که فرزندان اسلام زنده باشند، همان طوری که امام گفته اند تا آخرین قطره خون برای اسلام دفاع می کنیم. چه کشته شویم و چه بکشیم، پیروزیم و مرگ در اینجا مفهومی ندارد. بنابراین با اعتقاد به اسلام و ولایت فقیه تا آخرین قدم پیش می رویم تا جایی که حکومت مهدی (عج) در سراسر جهان مستقر شود و عدل الهی بر قرار گردد. و باید تمام آن کسانی که دشمن ولایت فقیه هستند، در سراسر دنیا و نیز ایران بدانند این نیروهایی که الان در جبهه در حال نبرد هستند، همان کسانی خواهند بود که بنام حزب اللهی در راه و هر نقطه دیگری چماق هایشان را همان طوری که توی سر عراقی ها وارد کردند، توی سر آنها هم می زنند. بنابراین بدانند این گروهک ها و ولیبرال ها، به هیچ وجه نمی توانند خللی به اسلام وارد کنند چون این نیروها در خدمت اسلام هستند و جز اسلام و خدا پناه دیگری ندارند و این پناه گاه بهترین پناهگاه برایشان است...
و بالاخره در حالی که صورتش از غضب سرخ شده بود، رو به دوربین، طوری که انگار دارد با خود بنی صدر صحبت می کند، افزود:
در اینجا حرفی را که تمام رزمندگان فاتح بازی دراز گفته اند، می آورم و آن اینکه پیشنهاد کرده اند تا به کوری چشم دشمنان اسلام این ارتفاعات به نام بازوی ولایت فقیه نامگذاری شود و این خواست همه ما می باشد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 6:49 |